- ۱
به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می
علاج کی کنمت آخرالدواء الکی
- ۲
ذخیره ای بنه از رنگ و بوی فصل بهار
که می رسند ز پی رهزنان بهمن و دی
- ۳
چو گل نقاب برافکند و مرغ زد هوهو
منه ز دست پیاله چه می کنی هی هی
- ۴
شکوه سلطنت و حسن کی ثباتی داد
ز تخت جم سخنی مانده است و افسر کی
- ۵
خزینه داری میراث خوارگان کفر است
به قول مطرب و ساقی به فتویٰ دف و نی
- ۶
زمانه هیچ نبخشد که باز نستاند
مجو ز سفله مروت که شییه لا شی
- ۷
نوشته اند بر ایوان جنة الماویٰ
که هر که عشوه دنییٰ خرید وای به وی
- ۸
سخا نماند سخن طی کنم شراب کجاست
بده به شادی روح و روان حاتم طی
- ۹
بخیل بوی خدا نشنود بیا حافظ
پیاله گیر و کرم ورز و الضمان علی
— حافظِ شیرازی

