- ۱
ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می
طامات تا به چند و خرافات تا به کی
- ۲
بگذر ز کبر و ناز که دیده ست روزگار
چین قبای قیصر و طرف کلاه کی
- ۳
هشیار شو که مرغ چمن مست گشت هان
بیدار شو که خواب عدم در پی است هی
- ۴
خوش نازکانه می چمی ای شاخ نوبهار
کآشفتگی مبادت از آشوب باد دی
- ۵
بر مهر چرخ و شیوه او اعتماد نیست
ای وای بر کسی که شد ایمن ز مکر وی
- ۶
فردا شراب کوثر و حور از برای ماست
و امروز نیز ساقی مه روی و جام می
- ۷
باد صبا ز عهد صبی یاد می دهد
جان دارویی که غم ببرد درده ای صبی
- ۸
حشمت مبین و سلطنت گل که بسپرد
فراش باد هر ورقش را به زیر پی
- ۹
درده به یاد حاتم طی جام یک منی
تا نامه سیاه بخیلان کنیم طی
- ۱۰
زآن می که داد حسن و لطافت به ارغوان
بیرون فکند لطف مزاج از رخش به خوی
- ۱۱
مسند به باغ بر که به خدمت چو بندگان
استاده است سرو و کمر بسته است نی
- ۱۲
حافظ حدیث سحرفریب خوشت رسید
تا حد مصر و چین و به اطراف روم و ری
— حافظِ شیرازی

