Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۴

غزلیات

۴۲۴ از ۴۹۵

  1. ۱

    از من جدا مشو که توام نور دیده ای

    آرام جان و مونس قلب رمیده ای

  2. ۲

    از دامن تو دست ندارند عاشقان

    پیراهن صبوری ایشان دریده ای

  3. ۳

    از چشم بخت خویش مبادت گزند از آنک

    در دلبری به غایت خوبی رسیده ای

  4. ۴

    منعم مکن ز عشق وی ای مفتی زمان

    معذور دارمت که تو او را ندیده ای

  5. ۵

    آن سرزنش که کرد تو را دوست حافظا

    بیش از گلیم خویش مگر پا کشیده ای

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل