- ۱
دوش رفتم به در میکده خواب آلوده
خرقه تر دامن و سجاده شراب آلوده
- ۲
آمد افسوس کنان مغبچه باده فروش
گفت بیدار شو ای رهرو خواب آلوده
- ۳
شست و شویی کن و آن گه به خرابات خرام
تا نگردد ز تو این دیر خراب آلوده
- ۴
به هوای لب شیرین پسران چند کنی
جوهر روح به یاقوت مذاب آلوده
- ۵
به طهارت گذران منزل پیری و مکن
خلعت شیب چو تشریف شباب آلوده
- ۶
پاک و صافی شو و از چاه طبیعت به در آی
که صفایی ندهد آب تراب آلوده
- ۷
گفتم ای جان جهان دفتر گل عیبی نیست
که شود فصل بهار از می ناب آلوده
- ۸
آشنایان ره عشق در این بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
- ۹
گفت حافظ لغز و نکته به یاران مفروش
آه از این لطف به انواع عتاب آلوده
— حافظِ شیرازی

