Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۳

غزلیات

۴۲۳ از ۴۹۵

  1. ۱

    دوش رفتم به در میکده خواب آلوده

    خرقه تر دامن و سجاده شراب آلوده

  2. ۲

    آمد افسوس کنان مغبچه باده فروش

    گفت بیدار شو ای رهرو خواب آلوده

  3. ۳

    شست و شویی کن و آن گه به خرابات خرام

    تا نگردد ز تو این دیر خراب آلوده

  4. ۴

    به هوای لب شیرین پسران چند کنی

    جوهر روح به یاقوت مذاب آلوده

  5. ۵

    به طهارت گذران منزل پیری و مکن

    خلعت شیب چو تشریف شباب آلوده

  6. ۶

    پاک و صافی شو و از چاه طبیعت به در آی

    که صفایی ندهد آب تراب آلوده

  7. ۷

    گفتم ای جان جهان دفتر گل عیبی نیست

    که شود فصل بهار از می ناب آلوده

  8. ۸

    آشنایان ره عشق در این بحر عمیق

    غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده

  9. ۹

    گفت حافظ لغز و نکته به یاران مفروش

    آه از این لطف به انواع عتاب آلوده

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل