Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۰

غزلیات

۴۲۰ از ۴۹۵

  1. ۱

    ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه

    مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه

  2. ۲

    زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیب

    این چنین با همه درساخته ای یعنی چه

  3. ۳

    شاه خوبانی و منظور گدایان شده ای

    قدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه

  4. ۴

    نه سر زلف خود اول تو به دستم دادی

    بازم از پای درانداخته ای یعنی چه

  5. ۵

    سخنت رمز دهان گفت و کمر سر میان

    وز میان تیغ به ما آخته ای یعنی چه

  6. ۶

    هر کس از مهره مهر تو به نقشی مشغول

    عاقبت با همه کج باخته ای یعنی چه

  7. ۷

    حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یار

    خانه از غیر نپرداخته ای یعنی چه

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل