Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۷

غزلیات

۴۱۷ از ۴۹۵

  1. ۱

    عیشم مدام است از لعل دل خواه

    کارم به کام است الحمدلله

  2. ۲

    ای بخت سرکش تنگش به بر کش

    گه جام زرکش گه لعل دل خواه

  3. ۳

    ما را به رندی افسانه کردند

    پیران جاهل شیخان گمراه

  4. ۴

    از دست زاهد کردیم توبه

    و از فعل عابد استغفرالله

  5. ۵

    جانا چه گویم شرح فراقت

    چشمی و صد نم جانی و صد آه

  6. ۶

    کافر مبیناد این غم که دیده ست

    از قامتت سرو از عارضت ماه

  7. ۷

    شوق لبت برد از یاد حافظ

    درس شبانه ورد سحرگاه

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل