Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۱

غزلیات

۴۱۱ از ۴۹۵

  1. ۱

    تاب بنفشه می دهد طره مشک سای تو

    پرده غنچه می درد خنده دلگشای تو

  2. ۲

    ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز

    کز سر صدق می کند شب همه شب دعای تو

  3. ۳

    من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان

    قال و مقال عالمی می کشم از برای تو

  4. ۴

    دولت عشق بین که چون از سر فقر و افتخار

    گوشه تاج سلطنت می شکند گدای تو

  5. ۵

    خرقه زهد و جام می گرچه نه درخور همند

    این همه نقش می زنم از جهت رضای تو

  6. ۶

    شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر

    کاین سر پر هوس شود خاک در سرای تو

  7. ۷

    شاه نشین چشم من تکیه گه خیال توست

    جای دعاست شاه من بی تو مباد جای تو

  8. ۸

    خوش چمنیست عارضت خاصه که در بهار حسن

    حافظ خوش کلام شد مرغ سخن سرای تو

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل