- ۱
ای آفتاب آینه دار جمال تو
مشک سیاه مجمره گردان خال تو
- ۲
صحن سرای دیده بشستم ولی چه سود
کـ این گوشه نیست درخور خیل خیال تو
- ۳
در اوج ناز و نعمتی ای پادشاه حسن
یا رب مباد تا به قیامت زوال تو
- ۴
مطبوعتر ز نقش تو صورت نبست باز
طغرانویس ابروی مشکین مثال تو
- ۵
در چین زلفش ای دل مسکین چگونه ای
کآشفته گفت باد صبا شرح حال تو
- ۶
برخاست بوی گل ز در آشتی درآی
ای نوبهار ما رخ فرخنده فال تو
- ۷
تا آسمان ز حلقه به گوشان ما شود
کو عشوه ای ز ابروی همچون هلال تو
- ۸
تا پیش بخت بازروم تهنیت کنان
کو مژده ای ز مقدم عید وصال تو
- ۹
این نقطه سیاه که آمد مدار نور
عکسیست در حدیقه بینش ز خال تو
- ۱۰
در پیش شاه عرض کدامین جفا کنم
شرح نیازمندی خود یا ملال تو
- ۱۱
حافظ در این کمند سر سرکشان بسیست
سودای کج مپز که نباشد مجال تو
— حافظِ شیرازی

