- ۱
گفتا برون شدی به تماشای ماه نو
از ماه ابروان منت شرم باد رو
- ۲
عمری ست تا دلت ز اسیران زلف ماست
غافل ز حفظ جانب یاران خود مشو
- ۳
مفروش عطر عقل به هندوی زلف ما
کان جا هزار نافه مشکین به نیم جو
- ۴
تخم وفا و مهر در این کهنه کشته زار
آن گه عیان شود که بود موسم درو
- ۵
ساقی بیار باده که رمزی بگویمت
از سر اختران کهن سیر و ماه نو
- ۶
شکل هلال هر سر مه می دهد نشان
از افسر سیامک و ترک کلاه زو
- ۷
حافظ جناب پیر مغان مأمن وفاست
درس حدیث عشق بر او خوان و زو شنو
— حافظِ شیرازی

