Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۶

غزلیات

۴۰۶ از ۴۹۵

  1. ۱

    گفتا برون شدی به تماشای ماه نو

    از ماه ابروان منت شرم باد رو

  2. ۲

    عمری ست تا دلت ز اسیران زلف ماست

    غافل ز حفظ جانب یاران خود مشو

  3. ۳

    مفروش عطر عقل به هندوی زلف ما

    کان جا هزار نافه مشکین به نیم جو

  4. ۴

    تخم وفا و مهر در این کهنه کشته زار

    آن گه عیان شود که بود موسم درو

  5. ۵

    ساقی بیار باده که رمزی بگویمت

    از سر اختران کهن سیر و ماه نو

  6. ۶

    شکل هلال هر سر مه می دهد نشان

    از افسر سیامک و ترک کلاه زو

  7. ۷

    حافظ جناب پیر مغان مأمن وفاست

    درس حدیث عشق بر او خوان و زو شنو

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل