- ۱
کرشمه ای کن و بازار ساحری بشکن
به غمزه رونق و ناموس سامری بشکن
- ۲
به باد ده سر و دستار عالمی یعنی
کلاه گوشه به آیین سروری بشکن
- ۳
به زلف گوی که آیین دلبری بگذار
به غمزه گوی که قلب ستمگری بشکن
- ۴
برون خرام و ببر گوی خوبی از همه کس
سزای حور بده رونق پری بشکن
- ۵
به آهوان نظر شیر آفتاب بگیر
به ابروان دوتا قوس مشتری بشکن
- ۶
چو عطرسای شود زلف سنبل از دم باد
تو قیمتش به سر زلف عنبری بشکن
- ۷
چو عندلیب فصاحت فروشد ای حافظ
تو قدر او به سخن گفتن دری بشکن
— حافظِ شیرازی

