- ۱
دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن
در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن
- ۲
از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن
از دوستان جانی مشکل توان بریدن
- ۳
خواهم شدن به بستان چون غنچه با دل تنگ
وآنجا به نیک نامی پیراهنی دریدن
- ۴
گه چون نسیم با گل راز نهفته گفتن
گه سر عشق بازی از بلبلان شنیدن
- ۵
بوسیدن لب یار اول ز دست مگذار
کآخر ملول گردی از دست و لب گزیدن
- ۶
فرصت شمار صحبت کز این دوراهه منزل
چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن
- ۷
گویی برفت حافظ از یاد شاه یحیی
یا رب به یادش آور درویش پروریدن
— حافظِ شیرازی

