- ۱
باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است
شمشاد خانه پرور ما از که کمتر است
- ۲
ای نازنین پسر تو چه مذهب گرفته ای
کت خون ما حلال تر از شیر مادر است
- ۳
چون نقش غم ز دور ببینی شراب خواه
تشخیص کرده ایم و مداوا مقرر است
- ۴
از آستان پیر مغان سر چرا کشیم
دولت در آن سرا و گشایش در آن در است
- ۵
یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب
کز هر زبان که می شنوم نامکرر است
- ۶
دی وعده داد وصلم و در سر شراب داشت
امروز تا چه گوید و بازش چه در سر است
- ۷
شیراز و آب رکنی و این باد خوش نسیم
عیبش مکن که خال رخ هفت کشور است
- ۸
فرق است از آب خضر که ظلمات جای او است
تا آب ما که منبعش الله اکبر است
- ۹
ما آبروی فقر و قناعت نمی بریم
با پادشه بگوی که روزی مقدر است
- ۱۰
حافظ چه طرفه شاخ نباتیست کلک تو
کش میوه دلپذیرتر از شهد و شکر است
— حافظِ شیرازی

