Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۱

غزلیات

۳۸۱ از ۴۹۵

  1. ۱

    گرچه ما بندگان پادشهیم

    پادشاهان ملک صبحگهیم

  2. ۲

    گنج در آستین و کیسه تهی

    جام گیتی نما و خاک رهیم

  3. ۳

    هوشیار حضور و مست غرور

    بحر توحید و غرقه گنهیم

  4. ۴

    شاهد بخت چون کرشمه کند

    ماش آیینه رخ چو مهیم

  5. ۵

    شاه بیدار بخت را هر شب

    ما نگهبان افسر و کلهیم

  6. ۶

    گو غنیمت شمار صحبت ما

    که تو در خواب و ما به دیده گهیم

  7. ۷

    شاه منصور واقف است که ما

    روی همت به هر کجا که نهیم

  8. ۸

    دشمنان را ز خون کفن سازیم

    دوستان را قبای فتح دهیم

  9. ۹

    رنگ تزویر پیش ما نبود

    شیر سرخیم و افعی سیهیم

  10. ۱۰

    وام حافظ بگو که بازدهند

    کرده ای اعتراف و ما گوهیم

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل