- ۱
گرچه ما بندگان پادشهیم
پادشاهان ملک صبحگهیم
- ۲
گنج در آستین و کیسه تهی
جام گیتی نما و خاک رهیم
- ۳
هوشیار حضور و مست غرور
بحر توحید و غرقه گنهیم
- ۴
شاهد بخت چون کرشمه کند
ماش آیینه رخ چو مهیم
- ۵
شاه بیدار بخت را هر شب
ما نگهبان افسر و کلهیم
- ۶
گو غنیمت شمار صحبت ما
که تو در خواب و ما به دیده گهیم
- ۷
شاه منصور واقف است که ما
روی همت به هر کجا که نهیم
- ۸
دشمنان را ز خون کفن سازیم
دوستان را قبای فتح دهیم
- ۹
رنگ تزویر پیش ما نبود
شیر سرخیم و افعی سیهیم
- ۱۰
وام حافظ بگو که بازدهند
کرده ای اعتراف و ما گوهیم
— حافظِ شیرازی

