Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۹

غزلیات

۳۷۹ از ۴۹۵

  1. ۱

    سرم خوش است و به بانگ بلند می گویم

    که من نسیم حیات از پیاله می جویم

  2. ۲

    عبوس زهد به وجه خمار ننشیند

    مرید خرقه دردی کشان خوش خویم

  3. ۳

    شدم فسانه به سرگشتگی و ابروی دوست

    کشید در خم چوگان خویش چون گویم

  4. ۴

    گرم نه پیر مغان در به روی بگشاید

    کدام در بزنم چاره از کجا جویم

  5. ۵

    مکن در این چمنم سرزنش به خودرویی

    چنان که پرورشم می دهند می رویم

  6. ۶

    تو خانقاه و خرابات در میانه مبین

    خدا گواه که هر جا که هست با اویم

  7. ۷

    غبار راه طلب کیمیای بهروزیست

    غلام دولت آن خاک عنبرین بویم

  8. ۸

    ز شوق نرگس مست بلندبالایی

    چو لاله با قدح افتاده بر لب جویم

  9. ۹

    بیار می که به فتوی حافظ از دل پاک

    غبار زرق به فیض قدح فروشویم

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل