Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۷

غزلیات

۳۷۷ از ۴۹۵

  1. ۱

    ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم

    غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم

  2. ۲

    دل بیمار شد از دست رفیقان مددی

    تا طبیبش به سر آریم و دوایی بکنیم

  3. ۳

    آن که بی جرم برنجید و به تیغم زد و رفت

    بازش آرید خدا را که صفایی بکنیم

  4. ۴

    خشک شد بیخ طرب راه خرابات کجاست

    تا در آن آب و هوا نشو و نمایی بکنیم

  5. ۵

    مدد از خاطر رندان طلب ای دل ور نه

    کار صعب است مبادا که خطایی بکنیم

  6. ۶

    سایه طایر کم حوصله کاری نکند

    طلب از سایه میمون همایی بکنیم

  7. ۷

    دلم از پرده بشد حافظ خوش گوی کجاست

    تا به قول و غزلش ساز نوایی بکنیم

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل