- ۱
دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم
سخن اهل دل است این و به جان بنیوشیم
- ۲
نیست در کس کرم و وقت طرب می گذرد
چاره آن است که سجاده به می بفروشیم
- ۳
خوش هوایی ست فرح بخش خدایا بفرست
نازنینی که به رویش می گل گون نوشیم
- ۴
ارغنون ساز فلک ره زن اهل هنر است
چون از این غصه ننالیم و چرا نخروشیم
- ۵
گل به جوش آمد و از می نزدیمش آبی
لاجرم زآتش حرمان و هوس می جوشیم
- ۶
می کشیم از قدح لاله شرابی موهوم
چشم بد دور که بی مطرب و می مدهوشیم
- ۷
حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما
بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم
— حافظِ شیرازی

