Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۶

غزلیات

۳۷۶ از ۴۹۵

  1. ۱

    دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم

    سخن اهل دل است این و به جان بنیوشیم

  2. ۲

    نیست در کس کرم و وقت طرب می گذرد

    چاره آن است که سجاده به می بفروشیم

  3. ۳

    خوش هوایی ست فرح بخش خدایا بفرست

    نازنینی که به رویش می گل گون نوشیم

  4. ۴

    ارغنون ساز فلک ره زن اهل هنر است

    چون از این غصه ننالیم و چرا نخروشیم

  5. ۵

    گل به جوش آمد و از می نزدیمش آبی

    لاجرم زآتش حرمان و هوس می جوشیم

  6. ۶

    می کشیم از قدح لاله شرابی موهوم

    چشم بد دور که بی مطرب و می مدهوشیم

  7. ۷

    حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما

    بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل