Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۴

غزلیات

۳۷۴ از ۴۹۵

  1. ۱

    بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم

    فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

  2. ۲

    اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد

    من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم

  3. ۳

    شراب ارغوانی را گلاب اندر قدح ریزیم

    نسیم عطرگردان را شکر در مجمر اندازیم

  4. ۴

    چو در دست است رودی خوش بزن مطرب سرودی خوش

    که دست افشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم

  5. ۵

    صبا خاک وجود ما بدان عالی جناب انداز

    بود کآن شاه خوبان را نظر بر منظر اندازیم

  6. ۶

    یکی از عقل می لافد یکی طامات می بافد

    بیا کاین داوری ها را به پیش داور اندازیم

  7. ۷

    بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه

    که از پای خمت روزی به حوض کوثر اندازیم

  8. ۸

    سخن دانی و خوش خوانی نمی ورزند در شیراز

    بیا حافظ که تا خود را به ملکی دیگر اندازیم

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل