Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۱

غزلیات

۳۷۱ از ۴۹۵

  1. ۱

    ما درس سحر در ره میخانه نهادیم

    محصول دعا در ره جانانه نهادیم

  2. ۲

    در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش

    این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم

  3. ۳

    سلطان ازل گنج غم عشق به ما داد

    تا روی در این منزل ویرانه نهادیم

  4. ۴

    در دل ندهم ره پس از این مهر بتان را

    مهر لب او بر در این خانه نهادیم

  5. ۵

    در خرقه از این بیش منافق نتوان بود

    بنیاد از این شیوه رندانه نهادیم

  6. ۶

    چون می رود این کشتی سرگشته که آخر

    جان در سر آن گوهر یک دانه نهادیم

  7. ۷

    المنة لله که چو ما بی دل و دین بود

    آن را که لقب عاقل و فرزانه نهادیم

  8. ۸

    قانع به خیالی ز تو بودیم چو حافظ

    یا رب چه گداهمت و بیگانه نهادیم

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل