- ۱
ما درس سحر در ره میخانه نهادیم
محصول دعا در ره جانانه نهادیم
- ۲
در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش
این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم
- ۳
سلطان ازل گنج غم عشق به ما داد
تا روی در این منزل ویرانه نهادیم
- ۴
در دل ندهم ره پس از این مهر بتان را
مهر لب او بر در این خانه نهادیم
- ۵
در خرقه از این بیش منافق نتوان بود
بنیاد از این شیوه رندانه نهادیم
- ۶
چون می رود این کشتی سرگشته که آخر
جان در سر آن گوهر یک دانه نهادیم
- ۷
المنة لله که چو ما بی دل و دین بود
آن را که لقب عاقل و فرزانه نهادیم
- ۸
قانع به خیالی ز تو بودیم چو حافظ
یا رب چه گداهمت و بیگانه نهادیم
— حافظِ شیرازی

