Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۹

غزلیات

۳۶۹ از ۴۹۵

  1. ۱

    ما ز یاران چشم یاری داشتیم

    خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم

  2. ۲

    تا درخت دوستی بر کی دهد

    حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم

  3. ۳

    گفت و گو آیین درویشی نبود

    ور نه با تو ماجراها داشتیم

  4. ۴

    شیوه چشمت فریب جنگ داشت

    ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم

  5. ۵

    گلبن حسنت نه خود شد دلفروز

    ما دم همت بر او بگماشتیم

  6. ۶

    نکته ها رفت و شکایت کس نکرد

    جانب حرمت فرو نگذاشتیم

  7. ۷

    گفت خود دادی به ما دل حافظا

    ما محصل بر کسی نگماشتیم

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل