Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۸

غزلیات

۳۶۸ از ۴۹۵

  1. ۱

    خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم

    به ره دوست نشینیم و مرادی طلبیم

  2. ۲

    زاد راه حرم وصل نداریم مگر

    به گدایی ز در میکده زادی طلبیم

  3. ۳

    اشک آلوده ما گرچه روان است ولی

    به رسالت سوی او پاک نهادی طلبیم

  4. ۴

    لذت داغ غمت بر دل ما باد حرام

    اگر از جور غم عشق تو دادی طلبیم

  5. ۵

    نقطه خال تو بر لوح بصر نتوان زد

    مگر از مردمک دیده مدادی طلبیم

  6. ۶

    عشوه ای از لب شیرین تو دل خواست به جان

    به شکرخنده لبت گفت مزادی طلبیم

  7. ۷

    تا بود نسخه عطری دل سودازده را

    از خط غالیه سای تو سوادی طلبیم

  8. ۸

    چون غمت را نتوان یافت مگر در دل شاد

    ما به امید غمت خاطر شادی طلبیم

  9. ۹

    بر در مدرسه تا چند نشینی حافظ

    خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل