- ۱
خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم
به ره دوست نشینیم و مرادی طلبیم
- ۲
زاد راه حرم وصل نداریم مگر
به گدایی ز در میکده زادی طلبیم
- ۳
اشک آلوده ما گرچه روان است ولی
به رسالت سوی او پاک نهادی طلبیم
- ۴
لذت داغ غمت بر دل ما باد حرام
اگر از جور غم عشق تو دادی طلبیم
- ۵
نقطه خال تو بر لوح بصر نتوان زد
مگر از مردمک دیده مدادی طلبیم
- ۶
عشوه ای از لب شیرین تو دل خواست به جان
به شکرخنده لبت گفت مزادی طلبیم
- ۷
تا بود نسخه عطری دل سودازده را
از خط غالیه سای تو سوادی طلبیم
- ۸
چون غمت را نتوان یافت مگر در دل شاد
ما به امید غمت خاطر شادی طلبیم
- ۹
بر در مدرسه تا چند نشینی حافظ
خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم
— حافظِ شیرازی

