- ۱
فتوی پیر مغان دارم و قولی ست قدیم
که حرام است می آن جا که نه یار است ندیم
- ۲
چاک خواهم زدن این دلق ریایی چه کنم
روح را صحبت ناجنس عذابی ست الیم
- ۳
تا مگر جرعه فشاند لب جانان بر من
سال ها شد که منم بر در میخانه مقیم
- ۴
مگرش خدمت دیرین من از یاد برفت
ای نسیم سحری یاد دهش عهد قدیم
- ۵
بعد صد سال اگر بر سر خاکم گذری
سر برآرد ز گلم رقص کنان عظم رمیم
- ۶
دلبر از ما به صد امید ستد اول دل
ظاهرا عهد فرامش نکند خلق کریم
- ۷
غنچه گو تنگ دل از کار فروبسته مباش
کز دم صبح مدد یابی و انفاس نسیم
- ۸
فکر بهبود خود ای دل ز دری دیگر کن
درد عاشق نشود به به مداوای حکیم
- ۹
گوهر معرفت آموز که با خود ببری
که نصیب دگران است نصاب زر و سیم
- ۱۰
دام سخت است مگر یار شود لطف خدا
ور نه آدم نبرد صرفه ز شیطان رجیم
- ۱۱
حافظ ار سیم و زرت نیست چه شد شاکر باش
چه به از دولت لطف سخن و طبع سلیم
— حافظِ شیرازی

