Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۴

غزلیات

۳۶۴ از ۴۹۵

  1. ۱

    ما بی غمان مست دل از دست داده ایم

    هم راز عشق و هم نفس جام باده ایم

  2. ۲

    بر ما بسی کمان ملامت کشیده اند

    تا کار خود ز ابروی جانان گشاده ایم

  3. ۳

    ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیده ای

    ما آن شقایقیم که با داغ زاده ایم

  4. ۴

    پیر مغان ز توبه ما گر ملول شد

    گو باده صاف کن که به عذر ایستاده ایم

  5. ۵

    کار از تو می رود مددی ای دلیل راه

    کانصاف می دهیم و ز راه اوفتاده ایم

  6. ۶

    چون لاله می مبین و قدح در میان کار

    این داغ بین که بر دل خونین نهاده ایم

  7. ۷

    گفتی که حافظ این همه رنگ و خیال چیست

    نقش غلط مبین که همان لوح ساده ایم

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل