Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶

غزلیات

۳۶ از ۴۹۵

  1. ۱

    تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست

    دل سودازده از غصه دو نیم افتادست

  2. ۲

    چشم جادوی تو خود عین سواد سحر است

    لیکن این هست که این نسخه سقیم افتادست

  3. ۳

    در خم زلف تو آن خال سیه دانی چیست

    نقطه دوده که در حلقه جیم افتادست

  4. ۴

    زلف مشکین تو در گلشن فردوس عذار

    چیست طاووس که در باغ نعیم افتادست

  5. ۵

    دل من در هوس روی تو ای مونس جان

    خاک راهیست که در دست نسیم افتادست

  6. ۶

    همچو گرد این تن خاکی نتواند برخاست

    از سر کوی تو زان رو که عظیم افتادست

  7. ۷

    سایه قد تو بر قالبم ای عیسی دم

    عکس روحیست که بر عظم رمیم افتادست

  8. ۸

    آن که جز کعبه مقامش نبد از یاد لبت

    بر در میکده دیدم که مقیم افتادست

  9. ۹

    حافظ گمشده را با غمت ای یار عزیز

    اتحادیست که در عهد قدیم افتادست

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل