Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۶

غزلیات

۳۵۶ از ۴۹۵

  1. ۱

    گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم

    ز جام وصل می نوشم ز باغ عیش گل چینم

  2. ۲

    شراب تلخ صوفی سوز بنیادم بخواهد برد

    لبم بر لب نه ای ساقی و بستان جان شیرینم

  3. ۳

    مگر دیوانه خواهم شد در این سودا که شب تا روز

    سخن با ماه می گویم پری در خواب می بینم

  4. ۴

    لبت شکر به مستان داد و چشمت می به میخواران

    منم کز غایت حرمان نه با آنم نه با اینم

  5. ۵

    چو هر خاکی که باد آورد فیضی برد از انعامت

    ز حال بنده یاد آور که خدمتگار دیرینم

  6. ۶

    نه هر کو نقش نظمی زد کلامش دلپذیر افتد

    تذرو طرفه من گیرم که چالاک است شاهینم

  7. ۷

    اگر باور نمی داری رو از صورتگر چین پرس

    که مانی نسخه می خواهد ز نوک کلک مشکینم

  8. ۸

    وفاداری و حق گویی نه کار هر کسی باشد

    غلام آصف ثانی جلال الحق و الدینم

  9. ۹

    رموز مستی و رندی ز من بشنو نه از واعظ

    که با جام و قدح هر دم ندیم ماه و پروینم

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل