Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۲

غزلیات

۳۵۲ از ۴۹۵

  1. ۱

    روزگاری شد که در میخانه خدمت می کنم

    در لباس فقر کار اهل دولت می کنم

  2. ۲

    تا کی اندر دام وصل آرم تذروی خوش خرام

    در کمینم و انتظار وقت فرصت می کنم

  3. ۳

    واعظ ما بوی حق نشنید بشنو کاین سخن

    در حضورش نیز می گویم نه غیبت می کنم

  4. ۴

    با صبا افتان و خیزان می روم تا کوی دوست

    و از رفیقان ره استمداد همت می کنم

  5. ۵

    خاک کویت زحمت ما برنتابد بیش از این

    لطف ها کردی بتا تخفیف زحمت می کنم

  6. ۶

    زلف دلبر دام راه و غمزه اش تیر بلاست

    یاد دار ای دل که چندینت نصیحت می کنم

  7. ۷

    دیده بدبین بپوشان ای کریم عیب پوش

    زین دلیری ها که من در کنج خلوت می کنم

  8. ۸

    حافظم در مجلسی دردی کشم در محفلی

    بنگر این شوخی که چون با خلق صنعت می کنم

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل