Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۱

غزلیات

۳۵۱ از ۴۹۵

  1. ۱

    حاشا که من به موسم گل ترک می کنم

    من لاف عقل می زنم این کار کی کنم

  2. ۲

    مطرب کجاست تا همه محصول زهد و علم

    در کار چنگ و بربط و آواز نی کنم

  3. ۳

    از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت

    یک چند نیز خدمت معشوق و می کنم

  4. ۴

    کی بود در زمانه وفا جام می بیار

    تا من حکایت جم و کاووس کی کنم

  5. ۵

    از نامه سیاه نترسم که روز حشر

    با فیض لطف او صد از این نامه طی کنم

  6. ۶

    کو پیک صبح تا گله های شب فراق

    با آن خجسته طالع فرخنده پی کنم

  7. ۷

    این جان عاریت که به حافظ سپرد دوست

    روزی رخش ببینم و تسلیم وی کنم

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل