Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۰

غزلیات

۳۵۰ از ۴۹۵

  1. ۱

    به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم

    بهار توبه شکن می رسد چه چاره کنم

  2. ۲

    سخن درست بگویم نمی توانم دید

    که می خورند حریفان و من نظاره کنم

  3. ۳

    چو غنچه با لب خندان به یاد مجلس شاه

    پیاله گیرم و از شوق جامه پاره کنم

  4. ۴

    به دور لاله دماغ مرا علاج کنید

    گر از میانه بزم طرب کناره کنم

  5. ۵

    ز روی دوست مرا چون گل مراد شکفت

    حواله سر دشمن به سنگ خاره کنم

  6. ۶

    گدای میکده ام لیک وقت مستی بین

    که ناز بر فلک و حکم بر ستاره کنم

  7. ۷

    مرا که نیست ره و رسم لقمه پرهیزی

    چرا ملامت رند شراب خواره کنم

  8. ۸

    به تخت گل بنشانم بتی چو سلطانی

    ز سنبل و سمنش ساز طوق و یاره کنم

  9. ۹

    ز باده خوردن پنهان ملول شد حافظ

    به بانگ بربط و نی رازش آشکاره کنم

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل