Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۸

غزلیات

۳۴۸ از ۴۹۵

  1. ۱

    دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم

    واندر این کار دل خویش به دریا فکنم

  2. ۲

    از دل تنگ گنه کار برآرم آهی

    کآتش اندر گنه آدم و حوا فکنم

  3. ۳

    مایه خوش دلی آن جاست که دل دار آن جاست

    می کنم جهد که خود را مگر آن جا فکنم

  4. ۴

    بگشا بند قبا ای مه خورشیدکلاه

    تا چو زلفت سر سودا زده در پا فکنم

  5. ۵

    خورده ام تیر فلک باده بده تا سرمست

    عقده در بند کمرترکش جوزا فکنم

  6. ۶

    جرعه جام بر این تخت روان افشانم

    غلغل چنگ در این گنبد مینا فکنم

  7. ۷

    حافظا تکیه بر ایام چو سهو است و خطا

    من چرا عشرت امروز به فردا فکنم

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل