Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۷

غزلیات

۳۴۷ از ۴۹۵

  1. ۱

    صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم

    تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم

  2. ۲

    دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود

    مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم

  3. ۳

    آن چه در مدت هجر تو کشیدم هیهات

    در یکی نامه محال است که تحریر کنم

  4. ۴

    با سر زلف تو مجموع پریشانی خود

    کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم

  5. ۵

    آن زمان کآرزوی دیدن جانم باشد

    در نظر نقش رخ خوب تو تصویر کنم

  6. ۶

    گر بدانم که وصال تو بدین دست دهد

    دین و دل را همه دربازم و توفیر کنم

  7. ۷

    دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگوی

    من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم

  8. ۸

    نیست امید صلاحی ز فساد حافظ

    چون که تقدیر چنین است چه تدبیر کنم

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل