- ۱
بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم
زلف سنبل چه کشم عارض سوسن چه کنم
- ۲
آه کز طعنه بدخواه ندیدم رویت
نیست چون آینه ام روی ز آهن چه کنم
- ۳
برو ای ناصح و بر دردکشان خرده مگیر
کارفرمای قدر می کند این من چه کنم
- ۴
برق غیرت چو چنین می جهد از مکمن غیب
تو بفرما که من سوخته خرمن چه کنم
- ۵
شاه ترکان چو پسندید و به چاهم انداخت
دستگیر ار نشود لطف تهمتن چه کنم
- ۶
مددی گر به چراغی نکند آتش طور
چاره تیره شب وادی ایمن چه کنم
- ۷
حافظا خلدبرین خانه موروث من است
اندر این منزل ویرانه نشیمن چه کنم
— حافظِ شیرازی

