Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۷

غزلیات

۳۳۷ از ۴۹۵

  1. ۱

    چرا نه در پی عزم دیار خود باشم

    چرا نه خاک سر کوی یار خود باشم

  2. ۲

    غم غریبی و غربت چو بر نمی تابم

    به شهر خود روم و شهریار خود باشم

  3. ۳

    ز محرمان سراپرده وصال شوم

    ز بندگان خداوندگار خود باشم

  4. ۴

    چو کار عمر نه پیداست باری آن اولی

    که روز واقعه پیش نگار خود باشم

  5. ۵

    ز دست بخت گران خواب و کار بی سامان

    گرم بود گله ای رازدار خود باشم

  6. ۶

    همیشه پیشه من عاشقی و رندی بود

    دگر بکوشم و مشغول کار خود باشم

  7. ۷

    بود که لطف ازل رهنمون شود حافظ

    وگرنه تا به ابد شرمسار خود باشم

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل