- ۱
چرا نه در پی عزم دیار خود باشم
چرا نه خاک سر کوی یار خود باشم
- ۲
غم غریبی و غربت چو بر نمی تابم
به شهر خود روم و شهریار خود باشم
- ۳
ز محرمان سراپرده وصال شوم
ز بندگان خداوندگار خود باشم
- ۴
چو کار عمر نه پیداست باری آن اولی
که روز واقعه پیش نگار خود باشم
- ۵
ز دست بخت گران خواب و کار بی سامان
گرم بود گله ای رازدار خود باشم
- ۶
همیشه پیشه من عاشقی و رندی بود
دگر بکوشم و مشغول کار خود باشم
- ۷
بود که لطف ازل رهنمون شود حافظ
وگرنه تا به ابد شرمسار خود باشم
— حافظِ شیرازی

