Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۲

غزلیات

۳۳۲ از ۴۹۵

  1. ۱

    مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم

    که پیش چشم بیمارت بمیرم

  2. ۲

    نصاب حسن در حد کمال است

    زکاتم ده که مسکین و فقیرم

  3. ۳

    چو طفلان تا کی ای زاهد فریبی

    به سیب بوستان و شهد و شیرم

  4. ۴

    چنان پر شد فضای سینه از دوست

    که فکر خویش گم شد از ضمیرم

  5. ۵

    قدح پر کن که من در دولت عشق

    جوانبخت جهانم گرچه پیرم

  6. ۶

    قراری بسته ام با می فروشان

    که روز غم به جز ساغر نگیرم

  7. ۷

    مبادا جز حساب مطرب و می

    اگر نقشی کشد کلک دبیرم

  8. ۸

    در این غوغا که کس کس را نپرسد

    من از پیر مغان منت پذیرم

  9. ۹

    خوشا آن دم کز استغنای مستی

    فراغت باشد از شاه و وزیرم

  10. ۱۰

    من آن مرغم که هر شام و سحرگاه

    ز بام عرش می آید صفیرم

  11. ۱۱

    چو حافظ گنج او در سینه دارم

    اگرچه مدعی بیند حقیرم

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل