Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۱

غزلیات

۳۳۱ از ۴۹۵

  1. ۱

    به تیغم گر کشد دستش نگیرم

    وگر تیرم زند منت پذیرم

  2. ۲

    کمان ابرویت را گو بزن تیر

    که پیش دست و بازویت بمیرم

  3. ۳

    غم گیتی گر از پایم درآرد

    بجز ساغر که باشد دستگیرم

  4. ۴

    برآی ای آفتاب صبح امید

    که در دست شب هجران اسیرم

  5. ۵

    به فریادم رس ای پیر خرابات

    به یک جرعه جوانم کن که پیرم

  6. ۶

    به گیسوی تو خوردم دوش سوگند

    که من از پای تو سر بر نگیرم

  7. ۷

    بسوز این خرقه تقوا تو حافظ

    که گر آتش شوم در وی نگیرم

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل