- ۱
به تیغم گر کشد دستش نگیرم
وگر تیرم زند منت پذیرم
- ۲
کمان ابرویت را گو بزن تیر
که پیش دست و بازویت بمیرم
- ۳
غم گیتی گر از پایم درآرد
بجز ساغر که باشد دستگیرم
- ۴
برآی ای آفتاب صبح امید
که در دست شب هجران اسیرم
- ۵
به فریادم رس ای پیر خرابات
به یک جرعه جوانم کن که پیرم
- ۶
به گیسوی تو خوردم دوش سوگند
که من از پای تو سر بر نگیرم
- ۷
بسوز این خرقه تقوا تو حافظ
که گر آتش شوم در وی نگیرم
— حافظِ شیرازی

