- ۱
من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم
لطف ها می کنی ای خاک درت تاج سرم
- ۲
دلبرا بنده نوازیت که آموخت بگو
که من این ظن به رقیبان تو هرگز نبرم
- ۳
همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس
که دراز است ره مقصد و من نوسفرم
- ۴
ای نسیم سحری بندگی من برسان
که فراموش مکن وقت دعای سحرم
- ۵
خرم آن روز کز این مرحله بربندم بار
و از سر کوی تو پرسند رفیقان خبرم
- ۶
حافظا شاید اگر در طلب گوهر وصل
دیده دریا کنم از اشک و در او غوطه خورم
- ۷
پایه نظم بلند است و جهان گیر بگو
تا کند پادشه بحر دهان پر گهرم
— حافظِ شیرازی

