- ۱
در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم
کز سر زلف و رخش نعل در آتش دارم
- ۲
عاشق و رندم و می خواره به آواز بلند
وین همه منصب از آن حور پری وش دارم
- ۳
گر تو زین دست مرا بی سر و سامان داری
من به آه سحرت زلف مشوش دارم
- ۴
گر چنین چهره گشاید خط زنگاری دوست
من رخ زرد به خونابه منقش دارم
- ۵
گر به کاشانه رندان قدمی خواهی زد
نقل شعر شکرین و می بی غش دارم
- ۶
ناوک غمزه بیار و رسن زلف که من
جنگ ها با دل مجروح بلاکش دارم
- ۷
حافظا چون غم و شادی جهان در گذر است
بهتر آن است که من خاطر خود خوش دارم
— حافظِ شیرازی

