Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۵

غزلیات

۳۲۵ از ۴۹۵

  1. ۱

    گر دست دهد خاک کف پای نگارم

    بر لوح بصر خط غباری بنگارم

  2. ۲

    بر بوی کنار تو شدم غرق و امید است

    از موج سرشکم که رساند به کنارم

  3. ۳

    پروانه او گر رسدم در طلب جان

    چون شمع همان دم به دمی جان بسپارم

  4. ۴

    امروز مکش سر ز وفای من و اندیش

    زان شب که من از غم به دعا دست برآرم

  5. ۵

    زلفین سیاه تو به دلداری عشاق

    دادند قراری و ببردند قرارم

  6. ۶

    ای باد از آن باده نسیمی به من آور

    کان بوی شفابخش بود دفع خمارم

  7. ۷

    گر قلب دلم را ننهد دوست عیاری

    من نقد روان در دمش از دیده شمارم

  8. ۸

    دامن مفشان از من خاکی که پس از من

    زین در نتواند که برد باد غبارم

  9. ۹

    حافظ لب لعلش چو مرا جان عزیز است

    عمری بود آن لحظه که جان را به لب آرم

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل