- ۱
ز دست کوته خود زیر بارم
که از بالابلندان شرمسارم
- ۲
مگر زنجیر مویی گیردم دست
وگر نه سر به شیدایی برآرم
- ۳
ز چشم من بپرس اوضاع گردون
که شب تا روز اختر می شمارم
- ۴
بدین شکرانه می بوسم لب جام
که کرد آگه ز راز روزگارم
- ۵
اگر گفتم دعای می فروشان
چه باشد حق نعمت می گزارم
- ۶
من از بازوی خود دارم بسی شکر
که زور مردم آزاری ندارم
- ۷
سری دارم چو حافظ مست لیکن
به لطف آن سری امیدوارم
— حافظِ شیرازی

