Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۳

غزلیات

۳۱۳ از ۴۹۵

  1. ۱

    بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم

    مشتاق بندگی و دعاگوی دولتم

  2. ۲

    زان جا که فیض جام سعادت فروغ توست

    بیرون شدی نمای ز ظلمات حیرتم

  3. ۳

    هرچند غرق بحر گناهم ز صد جهت

    تا آشنای عشق شدم ز اهل رحمتم

  4. ۴

    عیبم مکن به رندی و بدنامی ای حکیم

    کاین بود سرنوشت ز دیوان قسمتم

  5. ۵

    می خور که عاشقی نه به کسب است و اختیار

    این موهبت رسید ز میراث فطرتم

  6. ۶

    من کز وطن سفر نگزیدم به عمر خویش

    در عشق دیدن تو هواخواه غربتم

  7. ۷

    دریا و کوه در ره و من خسته و ضعیف

    ای خضر پی خجسته مدد کن به همتم

  8. ۸

    دورم به صورت از در دولتسرای تو

    لیکن به جان و دل ز مقیمان حضرتم

  9. ۹

    حافظ به پیش چشم تو خواهد سپرد جان

    در این خیالم ار بدهد عمر مهلتم

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل