- ۱
عاشق روی جوانی خوش نوخاسته ام
وز خدا دولت این غم به دعا خواسته ام
- ۲
عاشق و رند و نظربازم و می گویم فاش
تا بدانی که به چندین هنر آراسته ام
- ۳
شرمم از خرقه آلوده خود می آید
که بر او وصله به صد شعبده پیراسته ام
- ۴
خوش بسوز از غمش ای شمع که اینک من نیز
هم بدین کار کمربسته و برخاسته ام
- ۵
با چنین حیرتم از دست بشد صرفه کار
در غم افزوده ام آنچ از دل و جان کاسته ام
- ۶
همچو حافظ به خرابات روم جامه قبا
بو که در بر کشد آن دلبر نوخاسته ام
— حافظِ شیرازی

