- ۱
مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام
خیر مقدم چه خبر دوست کجا راه کدام
- ۲
یا رب این قافله را لطف ازل بدرقه باد
که از او خصم به دام آمد و معشوقه به کام
- ۳
ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست
هر چه آغاز ندارد نپذیرد انجام
- ۴
گل ز حد برد تنعم نفسی رخ بنما
سرو می نازد و خوش نیست خدا را بخرام
- ۵
زلف دلدار چو زنار همی فرماید
برو ای شیخ که شد بر تن ما خرقه حرام
- ۶
مرغ روحم که همی زد ز سر سدره صفیر
عاقبت دانه خال تو فکندش در دام
- ۷
چشم بیمار مرا خواب نه در خور باشد
من له یقتل داء دنف کیف ینام
- ۸
تو ترحم نکنی بر من مخلص گفتم
ذاک دعوای و ها انت و تلک الایام
- ۹
حافظ ار میل به ابروی تو دارد شاید
جای در گوشه محراب کنند اهل کلام
— حافظِ شیرازی

