Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۰

غزلیات

۳۱۰ از ۴۹۵

  1. ۱

    مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام

    خیر مقدم چه خبر دوست کجا راه کدام

  2. ۲

    یا رب این قافله را لطف ازل بدرقه باد

    که از او خصم به دام آمد و معشوقه به کام

  3. ۳

    ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست

    هر چه آغاز ندارد نپذیرد انجام

  4. ۴

    گل ز حد برد تنعم نفسی رخ بنما

    سرو می نازد و خوش نیست خدا را بخرام

  5. ۵

    زلف دلدار چو زنار همی فرماید

    برو ای شیخ که شد بر تن ما خرقه حرام

  6. ۶

    مرغ روحم که همی زد ز سر سدره صفیر

    عاقبت دانه خال تو فکندش در دام

  7. ۷

    چشم بیمار مرا خواب نه در خور باشد

    من له یقتل داء دنف کیف ینام

  8. ۸

    تو ترحم نکنی بر من مخلص گفتم

    ذاک دعوای و ها انت و تلک الایام

  9. ۹

    حافظ ار میل به ابروی تو دارد شاید

    جای در گوشه محراب کنند اهل کلام

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل