Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۷

غزلیات

۳۰۷ از ۴۹۵

  1. ۱

    هر نکته ای که گفتم در وصف آن شمایل

    هر کو شنید گفتا لله در قایل

  2. ۲

    تحصیل عشق و رندی آسان نمود اول

    آخر بسوخت جانم در کسب این فضایل

  3. ۳

    حلاج بر سر دار این نکته خوش سراید

    از شافعی نپرسند امثال این مسایل

  4. ۴

    گفتم که کی ببخشی بر جان ناتوانم

    گفت آن زمان که نبود جان در میانه حایل

  5. ۵

    دل داده ام به یاری شوخی کشی نگاری

    مرضیة السجایا محمودة الخصایل

  6. ۶

    در عین گوشه گیری بودم چو چشم مستت

    و اکنون شدم به مستان چون ابروی تو مایل

  7. ۷

    از آب دیده صد ره طوفان نوح دیدم

    وز لوح سینه نقشت هرگز نگشت زایل

  8. ۸

    ای دوست دست حافظ تعویذ چشم زخم است

    یا رب ببینم آن را در گردنت حمایل

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل