Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۵

غزلیات

۳۰۵ از ۴۹۵

  1. ۱

    به وقت گل شدم از توبه شراب خجل

    که کس مباد ز کردار ناصواب خجل

  2. ۲

    صلاح ما همه دام ره است و من زین بحث

    نی ام ز شاهد و ساقی به هیچ باب خجل

  3. ۳

    بود که یار نرنجد ز ما به خلق کریم

    که از سؤال ملولیم و از جواب خجل

  4. ۴

    ز خون که رفت شب دوش از سراچه چشم

    شدیم در نظر رهروان خواب خجل

  5. ۵

    رواست نرگس مست ار فکند سر در پیش

    که شد ز شیوه آن چشم پر عتاب خجل

  6. ۶

    تویی که خوب تری ز آفتاب و شکر خدا

    که نیستم ز تو در روی آفتاب خجل

  7. ۷

    حجاب ظلمت از آن بست آب خضر که گشت

    ز شعر حافظ و آن طبع همچو آب خجل

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل