Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۳

غزلیات

۳۰۳ از ۴۹۵

  1. ۱

    شممت روح وداد و شمت برق وصال

    بیا که بوی تو را میرم ای نسیم شمال

  2. ۲

    أ حادیا بجمال الحبیب قف و انزل

    که نیست صبر جمیلم ز اشتیاق جمال

  3. ۳

    حکایت شب هجران فروگذاشته به

    به شکر آن که برافکند پرده روز وصال

  4. ۴

    بیا که پرده گلریز هفت خانه چشم

    کشیده ایم به تحریر کارگاه خیال

  5. ۵

    چو یار بر سر صلح است و عذر می طلبد

    توان گذشت ز جور رقیب در همه حال

  6. ۶

    به جز خیال دهان تو نیست در دل تنگ

    که کس مباد چو من در پی خیال محال

  7. ۷

    قتیل عشق تو شد حافظ غریب ولی

    به خاک ما گذری کن که خون مات حلال

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل