Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۳

غزلیات

۳ از ۴۹۵

  1. ۱

    اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

    به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

  2. ۲

    بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت

    کنار آب رکناباد و گل گشت مصلا را

  3. ۳

    فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب

    چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را

  4. ۴

    ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است

    به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را

  5. ۵

    من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم

    که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را

  6. ۶

    اگر دشنام فرمایی و گر نفرین دعا گویم

    جواب تلخ می زیبد لب لعل شکرخا را

  7. ۷

    نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست تر دارند

    جوانان سعادتمند پند پیر دانا را

  8. ۸

    حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو

    که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را

  9. ۹

    غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

    که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل