- ۱
مقام امن و می بی غش و رفیق شفیق
گرت مدام میسر شود زهی توفیق
- ۲
جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است
هزار بار من این نکته کرده ام تحقیق
- ۳
دریغ و درد که تا این زمان ندانستم
که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق
- ۴
به مأمنی رو و فرصت شمر غنیمت وقت
که در کمینگه عمرند قاطعان طریق
- ۵
بیا که توبه ز لعل نگار و خنده جام
حکایتی ست که عقلش نمی کند تصدیق
- ۶
اگر چه موی میانت به چون منی نرسد
خوش است خاطرم از فکر این خیال دقیق
- ۷
حلاوتی که تو را در چه زنخدان است
به کنه آن نرسد صد هزار فکر عمیق
- ۸
اگر به رنگ عقیقی شد اشک من چه عجب
که مهر خاتم لعل تو هست همچو عقیق
- ۹
به خنده گفت که حافظ غلام طبع توام
ببین که تا به چه حدم همی کند تحمیق
— حافظِ شیرازی

