Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۴

غزلیات

۲۸۴ از ۴۹۵

  1. ۱

    هاتفی از گوشه میخانه دوش

    گفت ببخشند گنه می بنوش

  2. ۲

    لطف الهی بکند کار خویش

    مژده رحمت برساند سروش

  3. ۳

    این خرد خام به میخانه بر

    تا می لعل آوردش خون به جوش

  4. ۴

    گرچه وصالش نه به کوشش دهند

    هر قدر ای دل که توانی بکوش

  5. ۵

    لطف خدا بیشتر از جرم ماست

    نکته سربسته چه دانی خموش

  6. ۶

    گوش من و حلقه گیسوی یار

    روی من و خاک در می فروش

  7. ۷

    رندی حافظ نه گناهیست صعب

    با کرم پادشه عیب پوش

  8. ۸

    داور دین شاه شجاع آن که کرد

    روح قدس حلقه امرش به گوش

  9. ۹

    ای ملک العرش مرادش بده

    و از خطر چشم بدش دار گوش

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل