Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۳

غزلیات

۲۸۳ از ۴۹۵

  1. ۱

    سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش

    که دور شاه شجاع است می دلیر بنوش

  2. ۲

    شد آن که اهل نظر بر کناره می رفتند

    هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش

  3. ۳

    به صوت چنگ بگوییم آن حکایت ها

    که از نهفتن آن دیگ سینه می زد جوش

  4. ۴

    شراب خانگی ترس محتسب خورده

    به روی یار بنوشیم و بانگ نوشانوش

  5. ۵

    ز کوی میکده دوشش به دوش می بردند

    امام شهر که سجاده می کشید به دوش

  6. ۶

    دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات

    مکن به فسق مباهات و زهد هم مفروش

  7. ۷

    محل نور تجلی ست رای انور شاه

    چو قرب او طلبی در صفای نیت کوش

  8. ۸

    به جز ثنای جلالش مساز ورد ضمیر

    که هست گوش دلش محرم پیام سروش

  9. ۹

    رموز مصلحت ملک خسروان دانند

    گدای گوشه نشینی تو حافظا مخروش

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل