- ۱
سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش
که دور شاه شجاع است می دلیر بنوش
- ۲
شد آن که اهل نظر بر کناره می رفتند
هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش
- ۳
به صوت چنگ بگوییم آن حکایت ها
که از نهفتن آن دیگ سینه می زد جوش
- ۴
شراب خانگی ترس محتسب خورده
به روی یار بنوشیم و بانگ نوشانوش
- ۵
ز کوی میکده دوشش به دوش می بردند
امام شهر که سجاده می کشید به دوش
- ۶
دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات
مکن به فسق مباهات و زهد هم مفروش
- ۷
محل نور تجلی ست رای انور شاه
چو قرب او طلبی در صفای نیت کوش
- ۸
به جز ثنای جلالش مساز ورد ضمیر
که هست گوش دلش محرم پیام سروش
- ۹
رموز مصلحت ملک خسروان دانند
گدای گوشه نشینی تو حافظا مخروش
— حافظِ شیرازی

