- ۱
یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش
می سپارم به تو از چشم حسود چمنش
- ۲
گرچه از کوی وفا گشت به صد مرحله دور
دور باد آفت دور فلک از جان و تنش
- ۳
گر به سرمنزل سلمی رسی ای باد صبا
چشم دارم که سلامی برسانی ز منش
- ۴
به ادب نافه گشایی کن از آن زلف سیاه
جای دل های عزیز است به هم بر مزنش
- ۵
گو دلم حق وفا با خط و خالت دارد
محترم دار در آن طره عنبرشکنش
- ۶
در مقامی که به یاد لب او می نوشند
سفله آن مست که باشد خبر از خویشتنش
- ۷
عرض و مال از در میخانه نشاید اندوخت
هر که این آب خورد رخت به دریا فکنش
- ۸
هر که ترسد ز ملال انده عشقش نه حلال
سر ما و قدمش یا لب ما و دهنش
- ۹
شعر حافظ همه بیت الغزل معرفت است
آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش
— حافظِ شیرازی

