Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۱

غزلیات

۲۸۱ از ۴۹۵

  1. ۱

    یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش

    می سپارم به تو از چشم حسود چمنش

  2. ۲

    گرچه از کوی وفا گشت به صد مرحله دور

    دور باد آفت دور فلک از جان و تنش

  3. ۳

    گر به سرمنزل سلمی رسی ای باد صبا

    چشم دارم که سلامی برسانی ز منش

  4. ۴

    به ادب نافه گشایی کن از آن زلف سیاه

    جای دل های عزیز است به هم بر مزنش

  5. ۵

    گو دلم حق وفا با خط و خالت دارد

    محترم دار در آن طره عنبرشکنش

  6. ۶

    در مقامی که به یاد لب او می نوشند

    سفله آن مست که باشد خبر از خویشتنش

  7. ۷

    عرض و مال از در میخانه نشاید اندوخت

    هر که این آب خورد رخت به دریا فکنش

  8. ۸

    هر که ترسد ز ملال انده عشقش نه حلال

    سر ما و قدمش یا لب ما و دهنش

  9. ۹

    شعر حافظ همه بیت الغزل معرفت است

    آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل