- ۱
خوشا شیراز و وضع بی مثالش
خداوندا نگه دار از زوالش
- ۲
ز رکن آباد ما صد لوحش الله
که عمر خضر می بخشد زلالش
- ۳
میان جعفرآباد و مصلا
عبیرآمیز می آید شمالش
- ۴
به شیراز آی و فیض روح قدسی
بجوی از مردم صاحب کمالش
- ۵
که نام قند مصری برد آنجا
که شیرینان ندادند انفعالش
- ۶
صبا زان لولی شنگول سرمست
چه داری آگهی چون است حالش
- ۷
گر آن شیرین پسر خونم بریزد
دلا چون شیر مادر کن حلالش
- ۸
مکن از خواب بیدارم خدا را
که دارم خلوتی خوش با خیالش
- ۹
چرا حافظ چو می ترسیدی از هجر
نکردی شکر ایام وصالش
— حافظِ شیرازی

