- ۱
اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش
حریف خانه و گرمابه و گلستان باش
- ۲
شکنج زلف پریشان به دست باد مده
مگو که خاطر عشاق گو پریشان باش
- ۳
گرت هواست که با خضر هم نشین باشی
نهان ز چشم سکندر چو آب حیوان باش
- ۴
زبور عشق نوازی نه کار هر مرغی است
بیا و نوگل این بلبل غزل خوان باش
- ۵
طریق خدمت و آیین بندگی کردن
خدای را که رها کن به ما و سلطان باش
- ۶
دگر به صید حرم تیغ برمکش زنهار
وز آن که با دل ما کرده ای پشیمان باش
- ۷
تو شمع انجمنی یک زبان و یک دل شو
خیال و کوشش پروانه بین و خندان باش
- ۸
کمال دل بری و حسن در نظربازی است
به شیوه نظر از نادران دوران باش
- ۹
خموش حافظ و از جور یار ناله مکن
تو را که گفت که در روی خوب حیران باش
— حافظِ شیرازی

